محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

15

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى )

امراض مختلفهء متضاده و اوقات و ازمان و فصول و اسنان متباينه نمايند تا درست آيد و آنچه ظاهر شود از حرارت و برودت و رطوبت و يبوست حكم بران كنند كه ان دوا و يا ان غذا متكيف است بان كيفيت كه از ان ظاهر كشته * سوم * آنكه بايد كه قوت آن مقاومت با قوت علت تواند نمود يعنى مقدار آن در كيفيت و كميت و شدت و ضعف مساوى مرض باشد نه كمتر و نه زياده از ان زيرا كه بعضي از ادويه كاه است كه عاجز مىآيند از مقاومت باضداد خود و در ان تاثير تام نمىتوانند نمود پس اولى آن است كه مجرب اكر خواهد كه كار بر او مشكل نشود بايد كه اولا بر علت ضعيفى مقدار كمى تجربه نمايد و بتدريج بر علت قوى و مقدار زياده ترقى نموده قوت آن را معلوم نمايد هم به تنهائي و هم با معين و مبدرق * چهارم * آنكه مراعات زمانى نمايد كه فعل و اثر دوا و با غذا در ان ظاهر مىكردد مثلا اكر در اول استعمال از ان فعلى و اثرى ظاهر نكردد و در آخر اثر قوى ظاهر مىشود آن دوا را قوى داند و مركب القوى چنين است مانند چوب چيني و اكثر ادويهء قويه و اكر در اول استعمال از ان فعلى و اثرى خاص ظاهر كردد و در آخر فعلى و اثرى ديكر مانند افيون و ادويهء مخدرهء ديكر كه اولا بسبب تخدير و سد مسام احداث حرارت مىنمايند و در آخر احداث برودت و اماتت قوى و ارواح با خماد حار غريزى و تجميد و تجفيف رطوبات اصلي پس بايد كه فعل اول را بالعرض داند و ثانى را با لذات و نيز در بعض ادويه و اغذيه ممكن است كه آنچه اولا از ان ظاهر شود بالذات باشد و آنچه در آخر بالعرض مانند اكثر ادويهء كثيرة الحرارة حادهء محترقه كه اولا اخلاط را كرم مىسازند و احداث كرمي مىنمايند و ثانيا بسبب سوختن و بسرحد رماديت رسانيدن آنها احداث برودت بالعرض مىنمايند * پنجم * آنكه بايد كه استمرار فعل و عدم آن را مرعي دارد يعنى بايد كه ملاحظه نمايد فعل آن را اكر دائمى و يا اكثرى است آن را ذاتى و بالذات داند و الا عارضى و بالعرض * ششم * آنكه بايد كه حكم كند بر دوا بقياس بابدان نوعى كه آن دوا را در ان تجربه نموده نه بابدان انواع ديكر مثلا اكر در بدن انسان تسخين نمايد حكم كند كه آن دوا كرم است در بدن انسان و بس و در سائر حيوانات حكم بكرمى آن ننمايد زيرا كه بميار است دوائى كه در بدن انسان خاصيتى دارد و در ابدان سائر حيوانات خاصيتى ديكر مانند آنكه اكر بفرس يكدانهء بادام و يا خرما بخورانند احداث كرمى بسيار نمايد و عرق بسيار مىكند و همچنين اكثر حشايش و ادويهء سميهء حارهء شديدة الحرارة و البرودة كه غذاى اكثر حيوانات است چون شوكران كه غذاى جانوريست كه آن را زرزور كويند و خربق كه غذاى جانوريست كه آن را سمانى خوانند و بيش كه غذاى جانوريست كه آن را موش بيش نامند و مار كه غذاى اكثر حيوانات است مانند بز كوهى كه در جوف آن فادزهر تكون مىيابد و طاوس نيز و همچنين كل اينها نسبت به بدن انسان مضر و سم قاتل و مهلك‌اند * و بدانكه * چون در تجربه مخاطره بسيار است چنانچه حكيم استاد ابقراط اشاره بدان نموده زيرا كه بسا است كه بدون مراعات شرائط و يا غفلت موجب هلاكت مىكردد به جهت آنكه مىتواند بود كه آن دوا از سموم قتالهء مطلقه باشد كه به مجرد استعمال اندك آن هلاك كرداند و لهذا اطباى ما تقدم وصيت نموده‌اند كه دواى كه ارادهء تجربهء آن داشته باشند بايد كه پيش از تناول اولا ملاحظه رائحه و طعم آن نمايند اكر بوى بسيار ناخوشى و يا طعم كريهى داشته باشد بدانند كه آن دوا خالي از مضرتى نخواهد بود و به احتياط تمام آن را استعمال نمايند و نيز اگر نفرت بسيارى از ان در طبيعت يابند البته آن را استعمال ننمايند بدون تجربه و بايد كه عند التجربه اولا به حيواناتى كه امزجهء آنها قريب بمزاج انسان باشد مانند بوزينه و غير آنكه خوراك آنها ادويهء سميه از كباهها و حيوانات سمي نباشد بخورانند و تا سه روز نزد خود نكاهدارند و طعام و شراب لائق به او بدهند